بادبادک بازان افغانی

کد خبر: 43933

محمد علی ابطحی دربار دردها ورنجهای افغانستان چنین نوشته است:

ماجرای دردها و رنج­های افغانستان، حتی برای ما که در همسایگی آن کشور زندگی می­کنیم و با میلیون­ها نفر از آنان در طول سه دهه­ی گذشته زندگی کرده­ایم، به خوبی روشن نیست. برای دنیا هم تنها بعد از حمله به برج­ها و شناختن طالبان، مردم افغانستان جاذبه­دار شدند و علاقه­مند شدند در موردشان بدانند. هفته­ی گذشته همسرم کتاب بادبادک­باز را که خوانده بود به من داد تا بخوانم. از بس خوش قلم بود، یک ضرب در عرض سه شب خواندمش. کتاب بسیار معروفی در دنیا شده است. یک افغانی مقیم آمریکا این رمان را نوشته؛ و به شکل عجیبی زوایای زندگی و آداب و رسوم و نیز رنج و غم رفته بر آنان در دوران اشغال روس­ها و طالبان و مهاجرت به آمریکا را به تصویر کشانده است. گمان نکنم بر هیچ ملتی مثل مردم افغانستان در طول تاریخ ستم شده باشد. محور این داستان بازی بادبادک است که در میان بچه­ها در افغانستان مرسوم است. در میان این همه ماجرا از افغانستان داستان مردی، عجیب میخ­کوبم کرد. فردی که در دوران پادشاهی مظهر زورگیری و تجاوز به کودکان و فساد بوده و در دوران طالبان یکی از سران آنها شده و در بین دونیمه­ی فوتبال مرد و زنی را رجم می­کند و از فرماندهی قتل عام شیعیان هزاره­ی مزار شریف تعریف می­کند و با این که هنوز هم بچه­های افغانی را برای آزارهای جنسی می­برد اما خود را نزد طالبان یکی از متدینان نشان داده و می­گوید خدا راه این جنایت­ها را برای احیاء دینش به او نشان داده است. نمی­دانم چرا در کنار ذکر آن همه جنایت و بدبختی در افغانستان، این بخش خیلی برای من تکان­دهنده بود. آقای خالد حسینی، نویسنده­ی این کتاب که حالا همه­ی دنیا آن را به خاطر این کتاب میشناسند، سعی کرده است جزئیات زندگی عادی مردم افغانستان را برای خواننده به خوبی و باشفافیت ترسیم کند. شاید در میان رمان­های فارسی جای چنین کتابی که انسان را به صورت طبیعی به درون زندگی و فرهنگ ایرانی ببرد خالی باشد. ماجراهای افغانی­های مقیم آمریکا و تجمع­ها و همکاری­های غیر سیاسی آنان و نیز توجه ویژه به سنت­های بومی در غربت خیلی شبیه رفتار ایرانی­های مقیم خارج است. جزئیات این اشتراکات فرهنگی را می­توان در این کتاب خواند. اشتراکات فرهنگی و سنتی مثل شب یلدا و حافظ و نوروز را باید ایرانیان به عنوان مهد این سنت­ها خیلی مهم بدانند و نگذارند که پیوند این کشورها از نظر فرهنگی با ایران قطع شود. نام اصلی این کتاب The kite runner است و کتابی که من خواندم ترجمه­ی آقای مهدی غبرائی است و انتشارات نیلوفر آن را منتشر کرده است.

۰

دیدگاه تان را بنویسید

 

تازه های سایت