روایت سازی خزانه داری آمریکا علیه ایران/ ادعای سقوط بانک‌ها؛ واقعیت چه بود؟

کد خبر: 1389365

«اسکات بسنت» وزیر خزانه داری آمریکا، کمبود دلار، سقوط بانک‌ آینده و خروج سرمایه از ایران را به تلاش های این وزارتخانه نسبت داده است!

روایت سازی خزانه داری آمریکا علیه ایران/ ادعای سقوط بانک‌ها؛ واقعیت چه بود؟

اظهارات اخیر وزیر خزانه‌داری آمریکا درباره وضعیت اقتصادی و ارزی ایران، خبرساز شده است. او مدعی شده اقدامات وزارت خزانه‌داری آمریکا موجب کمبود دلار در ایران، سقوط یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های کشور، افزایش شدید تورم، کاهش ارزش پول ملی و حتی خروج مردم از کشور شده است. او با ادبیاتی تند مدعی شد مقامات بلندپایه ایران در حال خارج کردن سرمایه هستند و این را نشانه «پایان کار» عنوان کرده است. در این گزارش به بررسی این ادعاها می پردازیم. 

«اسکات بسنت» چه گفته است؟ 

به گزارش خراسان، اظهارات اخیر وزیر خزانه داری آمریکا، حاوی ادعاهایی پیرامون اقتصاد ایران در ماه های گذشته است. «اسکات بسنت» در جلسه ای که فایل تصویری آن در رسانه ها منعکس شده، مدعی شده که اقدامات وزارت متبوع وی، باعث ایجاد کمبود دلار در داخل ایران شده که در دسامبر به اوج خود رسیده است. وی سقوط یکی از بانک های ایران را به همین موضوعات ربط داده و گفت «هجوم مردم برای برداشت سپرده ها آغاز و بانک مرکزی مجبور به چاپ پول شد. ارزش پول ملی ایران سقوط آزاد کرد و تورم به شدت افزایش یافت. در نتیجه شاهد خروج مردم ایران از کشور بوده ایم. این روند همچنان ادامه دارد.»

بسنت همچنین با ادبیاتی توهین آمیز نسبت به یکی از مقامات بلندپایه کشور مدعی شده که وی در حال خارج کردن پول از کشور است و این را نشانه خوبی از پایان کار عنوان کرده است. 

این سخنان اگرچه در فضای رسانه‌ای غرب بازتاب پیدا کرده است، اما بررسی داده‌های واقعی اقتصاد ایران و سازوکارهای عملی بازار ارز نشان می‌دهد تصویر ارائه‌شده فاصله قابل‌توجهی با واقعیت‌های میدانی دارد. آنچه بیش از هر چیز در این اظهارات دیده می‌شود، تلاش برای القای فشار روانی و شکل‌دهی به انتظارات اقتصادی است؛ رویکردی که طی سال‌های اخیر بارها در مواجهه آمریکا با اقتصاد ایران تجربه شده است. 

باید گفت فشار خارجی و تبعات آن واقعیت دارد، اما همه مشکلات نتیجه آن نیست و ضعف‌های داخلی نقش اصلی را دارند.

اقتصاد ایران از پشت لنز برخی رسانه‌های خارجی

سال هاست برخی رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، تلاش می کنند روایت های زاویه دار با واقعیت از اقتصاد و جامعه ایران ارائه دهند. مصداق این مدعا را می توان از تکرار یک عبارت ساده از زبان گردشگران، مربیان و بازیکنان ورزشی خارجی و .. که به ایران می آیند دید: «آن چه در ایران دیدیم با آن چه درباره آن در خارج از ایران گفته می شود فاصله زیادی داشت...» به نظر می رسد در ساده ترین قضاوت ممکن، این نوع برداشت به مسئولان وزارت خزانه داری آمریکا نیز سرایت کرده است. 

بررسی اظهارات اسکات بسنت وزیر خزانه داری آمریکا این فرض را محتمل می کند که بخش مهمی از تحلیل‌های او عمدتاً بر نرخ دلار در بازار آزاد تهران و گزارش های رسانه های استوار است نه ساختار واقعی تجارت و تأمین ارز کشور. در حالی که بخش عمده مبادلات ارزی ایران امروز از مسیرهای رسمی، سامانه‌های تجاری و بازارهای تحت نظارت بانک مرکزی انجام می‌شود. 

بازار آزاد ارز در ایران بیش از آنکه محل تأمین ارز تجاری باشد، عرصه‌ای برای شکل‌گیری انتظارات، معاملات کوتاه‌مدت و رفتارهای سفته‌بازانه است. بنابراین، افزایش یا کاهش موقت قیمت در این بازار، الزاماً به معنای کمبود یا وفور ارز در کشور و برای رفع تقاضاهایی که اولویت آن ها طبقه بندی شده اند، نیست.

وقتی خبر جای واقعیت را می‌گیرد

اگر در تحلیل سخنان وزیر خزانه داری آمریکا از فرض پایه اطلاعات غلط عبور کنیم، کارشناسان به موضوع جنگ رسانه ای یا عملیات رسانه ای این وزارتخانه علیه ایران اشاره می کنند.

تجربه سال‌های اخیر نشان داده که بازار ارز ایران بیش از آنکه به متغیرهای بنیادی اقتصادی واکنش نشان دهد، تحت تأثیر اخبار سیاسی و روایت‌های رسانه‌ای قرار می‌گیرد. هر اظهار نظر مقام خارجی، هر خبر مربوط به مذاکرات یا تحریم‌ها، می‌تواند در کوتاه‌مدت قیمت‌ها را جابه‌جا کند؛ حتی اگر در عمل هیچ تغییری در جریان واقعی عرضه و تقاضای ارز رخ نداده باشد.

در چنین فضایی، سخنان وزیر خزانه‌داری آمریکا می تواند همان نقشی را ایفا کند که انتظار می‌رود: ایجاد موج خبری و تحریک فضای روانی بازار. 

آیا واقعاً کمبود دلار وجود دارد؟

ادعای اصلی مقام آمریکایی، ایجاد کمبود دلار در داخل ایران به واسطه فشارهای وزارت خزانه‌داری بوده است. با این حال، بررسی داده‌های مربوط به بازار رسمی ارز و تأمین نیازهای وارداتی نشان می‌دهد بخش اصلی تجارت خارجی کشور همچنان در حال انجام است و اختلال فراگیری در تأمین ارز کالاهای اساسی و تجاری وجود ندارد. 

حتی گزارش خبرگزاری فارس نشان می‌دهد در بسیاری از روزها، عرضه ارز در بازار رسمی از تقاضا جلوتر بوده است. بنابراین، تصویر کمبود شدید دلار که از بیرون ارائه می‌شود، با واقعیت‌های داخلی همخوانی ندارد.

ریشه نوسانات اخیر ارز؛ خطاهای داخلی، نه فشار خارجی

البته نمی‌توان منکر شد که در مقاطعی، ورود ارز نفتی به کشور با اختلالاتی روبه‌رو بوده؛ اما این مسئله لزوماً نتیجه اقدامات خزانه‌داری آمریکا نیست. گزارش‌های اقتصادی داخلی نشان می‌دهد بخشی از تلاطم‌های اخیر بازار ارز ناشی از خطاهای مدیریتی در ساختار صادرات نفت بوده است. گزارش صفحه روزنامه خراسان در ۳۰ دی با عنوان پشت پرده جهش نفتی دلار به روشنی سه اتفاق در ماه های گذشته که موجب اختلال در مسیر ورود ارز به کشور و در نتیجه التهاب بازار ارز شده را نشان می دهد.  

بر این اساس:  

ایجاد کانال‌های موازی فروش نفت و رقابت تخفیفی میان ساختارهای صادراتی موجب کاهش درآمد ارزی شد.

بخشی از نفت صادراتی تحویل داده‌شده نیز روی آب باقی ماند و به ارز تبدیل نشد.

تأخیر برخی شرکت‌های واسط در بازگرداندن ارز نفتی نیز دسترسی کوتاه‌مدت به دلار را محدود کرد.

مجموع این عوامل باعث کاهش موقت چند میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور و شکل‌گیری نوسانات اخیر بازار ارز شد.

ادعای سقوط بانک‌ها؛ واقعیت چه بود؟

بسنت مدعی سقوط یکی از بزرگ‌ترین بانک‌های ایران شده است. احتمالاً منظور او بانک آینده بوده که با ادغام در بانک ملی سامان دهی شد. اما بررسی روند فعالیت این بانک نشان می‌دهد مشکلات آن ناشی از تخلفات مدیریتی، پروژه‌های پرریسک و ضعف نظارت داخلی بوده که در طی چندین سال رخ داده و اقدامات اصلاحی در این راستا نیز از چندین سال پیش آغاز شده است. 

بنابراین نسبت دادن این تحول به اقدامات خزانه‌داری آمریکا، بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل اقتصادی باشد، جنبه سیاسی و رسانه‌ای دارد. 

ادعای هجوم مردم به بانک ها؛ واقعیت چیست؟

بسنت از هجوم مردم برای برداشت سپرده‌ها و چاپ پول بانک مرکزی سخن گفته، اما بررسی میدانی نشان می‌دهد برداشت‌های نقدی اخیر ناشی از ذخیره احتیاطی در برابر قطعی اینترنت و حوادث احتمالی بوده است، نه بی‌اعتمادی به بانک‌ها.رشد پایه پولی و نقدینگی نیز مسئله‌ای چنددهه‌ای در اقتصاد ایران است و ربط مستقیمی به فشار خارجی ندارد.

ادعای خروج مردم از کشور؛ فکت‌ها چه می‌گویند؟

یکی دیگر از بخش‌های سخنان وزیر خزانه‌داری، ادعای خروج گسترده مردم از ایران بود. در حالی که مهاجرت پدیده‌ای چندعاملی است و در بسیاری از کشورهای منطقه و حتی اقتصادهای در حال توسعه نیز مشاهده می‌شود، نسبت دادن آن به تحولات کوتاه‌مدت ارزی یا اقدامات خزانه‌داری آمریکا، تحلیلی ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد.مهم تر این که داده های رسمی نشان نمی دهد که موج جدید و ناگهانی خروج جمعیت آن هم به دلیل رشد نرخ ارز رخ داده باشد. 

چرا واشنگتن چنین روایتی را دنبال می‌کند؟

بررسی اظهارات وزیر خزانه‌داری آمریکا نشان می‌دهد بخش عمده ادعاهای مطرح شده بیش از آنکه تحلیل اقتصادی باشد، بر برداشت‌های ناقص یا جنگ روانی مبتنی است. واقعیت آن است که اقتصاد ایران با وجود چالش‌ها و مشکلات ساختاری، همچنان از کانال‌های رسمی تجارت و ارز برخوردار است و نوسانات بازار آزاد الزاماً نشان‌دهنده کمبود منابع ارزی نیست.

داده‌ها و روندهای میدانی نشان می‌دهند که نوسانات ارزی و چالش‌های اقتصادی اخیر بیش از هر چیز ناشی از عوامل داخلی بوده و ثبات آینده اقتصاد ایران نیازمند شفافیت در بازار ارز، مدیریت منابع ارزی و اصلاح ساختارهای داخلی است. 

 

۰

دیدگاه تان را بنویسید